X
تبلیغات
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی خاتم الانبیا
 
 
رگ گردنی که فدای ناموس شد

طلبه شهید علی خلیلی

رهروان ولایت ـ پنج الی شش نفر بودند که می‌خواستند دو دختر را به زور سوار ماشین کنند، من به همراه چند بچه که کلاس سوم راهنمایی بودند رسیدیم، به آن‌ها تذکر دادم ولی آن‌ها گلاویز شدند، در حالی که دوستان همراه من به شدت کتک خورده بودند من را هم با چاقویی که تا شاهرگم رسید بود راهی بیمارستان کردند. که متاسفانه بعدا از انصراف 19 بیمارستان از پذیرش در بیمارستان بیستم زیر تیغ جراجی رفته و به لطف خداوند چند صباح دیگری به عمرم  افزوده شد.

شهید علی خلیلی می‌گوید: اسم این کارم را دفاع از ناموس می‌گذارم، در این مواقع هیچ کس پشت آدم نیست، به عشق لبخند "حضرت آقا" جلو رفتم ...[1]

جوان‌مردانی چون طلبه شهید علی خلیلی و حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری که در اثر ضربه‌ یکی از اراذل چشم چپش را از دست داده است و به جانباز امر به معروف شهرت یافته است، با اقتدا به مولایشان امام حسین علیه‌السلام در مقابل ظلم و  منکرات ایستادند و با تمام وجودشان به قران عمل کردند؛ همان آیه که از لزوم امر به معروف و نهی از منکر در جامعه خبر داده و می‌فرماید:
« وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [سوره آل عمران آیه 104]  باید از میان شما، جمعى دعوت به نیكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آن‌ها همان رستگارانند»

طلبه شهید علی خلیلی وقتی متوجه می‌شود چند انسان گرگ صفت به دو دختر حمله‌ور شده‌اند و می‌خواهند به زور آن‌ها را سوار ماشین کنند تمام وجودش را فدا می‌کند و جلوی این ظالمین می‌ایستد تا شرمنده درگاه الهی نباشد چرا که خداوند در قران می‌فرماید:
« وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِى سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیة الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِیراً [سوره نساء آیه 75] چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعیف شده‌اند، پیكار نمى‌كنید همان افراد (ستمدیده‌اى) كه مى‌گویند: خدایا! ما را از این شهر كه اهل آن، ستمگرند، بیرون ببر و براى ما از طرف خود، سرپرست قرار ده و براى ما از طرف خود، یار و یاورى تعیین فرما!»

طلبه شهید علی خلیلی می‌توانست بی تفاوت از کنار این ماجرا عبور کند و مدتی را در دنیا سرگرم زندگی خودش باشد، اما او تمام وجودش را فدا کرد تا در مقابل منکری بایستد و با این عملش توانست مهم‌ترین واجب الهی را عمل کند همان گونه که امام باقر علیه‌السلام می‌فرماید:
«امر به معروف و نهی از منکر واجب عظیم و بزرگی است که پابر جایی سایر واجبات به آن بستگی دارد»[2]

این شهید والا مقام با خونی که از رگ‌های گردنش جاده را فرش کرده بود در مقابل منکر ایستاد چرا که می‌دانست اگر سکوت کند این گونه منکرات روز به روز رشد خواهد کرد و افراد شرور جامعه را به فساد خواهند کشاند، همان گونه که حضرت علی علیه‌السلام دراین خصوص می‌فرماید:
«امر به معروف و نهی از منكر را رها نكنید در غیر این صورت بدترین شما بر شما حاكم می‌شوند.» [3]

قطعا کسانی که به مولایشان امام حسین علیه‌السلام اقتدا کرده و جانشان را فدای احیای دین خدا و دفاع از مظلوم و ناموس می‌کنند از مقام بزرگی برخوردار هستند و عرش الهی سایه آن‌ها است، همان گونه که حضرت موسی علیه‌السلام به درگاه الهی عرضه داشت:
«پروردگارا! كسان تو كیانند كه در روزى كه جز سایه تو سایه‌اى نیست، آن‌ها رادر سایه عرش خود پناه مى‏‌دهى؟ خداوند به او وحى فرستاد و فرمود: كسانى كه هرگاه حرام‌هاى من حلال شمرده شوند، مانند پلنگ زخم خورده خشمگین گردند» [4]

 افرادی چون طلبه شهید علی خلیلی با نوشیدن شربت شهادت و حجت الاسلام سید محمود مصطفوی منتظری با تقدیم چشم چپش برای همه ما و علی‌الخصوص مسئولین این پیام را دادند که: امروز جامعه اسلامی نیاز به غیور مردانی دارد که بیش از این که به فکر جایگاه و مقام خود باشند، به فکر مظلومین و امنیت اجتماعی باشند و برای احیای امر به معروف و نهی از منکر نه از شغل و موقعیت بلکه از جانشان مایه بگذارند و آن را تقدیم کنند...

----------------------------------------

پی نوشت ها:

[1].  مشرق نیوز
[2]. .«ان الامر بالمعروف و النهی عن المنكر فریضه عظیم بها تقام الفرائض ...» [وسائل الشیعه، ج11،ص395]
[3]. «لاتتركوا الامر باالمعروف و النهی عن المنكر فیول علیكم شراركم» [ نهج البلاغه، نامه 47]
[4]. «یَا رَبِّ مَنْ أَهْلُكَ الَّذِینَ تُظِلُّهُمْ فِی ظِلِّ عَرْشِكَ یَوْمَ لا ظِلَّ إِلا ظِلُّكَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ الطَّاهِرَةُ قُلُوبُهُمْ وَ الْبَرِیئَةُ أَیْدِیهِمُ الَّذِینَ یَذْكُرُونَ جَلالِی ذِكْرَ آبَائِهِمْ إِلَی أَنْ قَالَ وَ الَّذِینَ یَغْضَبُونَ لِمَحَارِمِی إِذَا اسْتُحِلَّتْ مِثْلَ النَّمِرِ إِذَا جُرِحَ»[وسائل‏ الشیعة، ج 16، ص 147.]



نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : دوشنبه 1393/01/25
یارانه ،آری یا نه؟

نظر مراجع تقلید درباره دریافت یارانه

نظر مراجع درباره یارانه

رهروان ولایت ـ داستان دریافت و یا انصراف از یارانه ها، این روز ها به به نقطه حساس رسیده است و با شروع زمان ثبت نام این سوال برای بعضی از مردم پیش آمده است که اگر به یارانه نیاز ندارد، باز هم می توانند آن را دریافت کنند. حال به بیان نظر چند تن از مراجع عظام می پردازم.

آیت الله مکارم شیرازی

با توجه به تأکیدات دولت محترم جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر بفرمایید که آیا دریافت یارانه نقدی برای کسانی که دارای تمکن مالی بوده و نیازمند به استفاده از این مبلغ نیستند، جایز است؟

با توجه به اینکه بیت المال در شرایط کنونی در اختیار دولت اسلامی است و باید مطابق آنچه صلاح و مصلحت کشور می بیند صرف کند، بنابراین هرگاه وجوهی را پس از مشورت با مشاورین آگاه و صاحب نظر تخصیص به قشر خاص بدهند دیگر اقشارنمی توانند از آن استفاده کنند و اینکه بعضی می گویند اموال بیت المال مربوط به همه اقشار است و امیر مؤمنان علی علیه السلام به طور مساوی بیت المال را تقسیم می نموده تعبیری اشتباه است، زیرا اموالی که وارد بیت المال می شد دو بخش بود، برخی مربوط به اراضی خراجیه بوده که به طور مساوی تقسیم می شد، بخش دیگری از قبیل زکات، خمس و انفال بوده است که طبق صریح قرآن مصارف معین دارد و در غیر آن مصرف نمی شده است و با توجه به اینکه امروزه اموال خراجیه وجود ندارد مسئله مساوات مطرح نیست. بنابراین برادران و خواهران عزیز که از یارانه بی نیاز هستند اقدام به گرفتن یارانه نکنند و زندگی خود را با اموال مشکوک آلوده نسازند، ان شاء الله خداوند برکاتش را از محل دیگر نصیب آنها خواهد نمود و اضافه بر این انصراف آنها کمکی است به اقشار نیازمند و برکات کمک به آنها را نیز شامل خواهد شد، ان شاء الله دولت محترم به عهد خود وفا می کند و بخش مهمی از آن را صرف هزینه درمانی و بهداشتی برای عموم مردم کشور خواهد شد.[1]

آیت الله نوری همدانی

با توجه به تأکیدات دولت محترم جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر بفرمایید؟

آیا دریافت یارانه نقدی برای کسانیکه دارای تمکن مالی بوده و نیازمند به استفاده از این مبلغ نیستند، جایز است؟سلام علیکم این قبیل اموال که در تحت اختیار دولت محترم قرار دارد بیت المال است و لازم است که مسئولین محترم حکومت اسلامی بیت المال را در راه تأمین احتیاجات ملت مصروف نمایند. منتها احتیاجات باید دسته بندی شوند و اولویت بندی ها بر اساس الأهم فالأهم مورد توجه کامل قرار بگیرد و با توفیق خداوند مصروف شود و از این راه خدمت رسانی ها انجام بگیرد. بنابراین چون معیار و ملاک صرف بیت المال در راه تأمین نیازمندیهاست لذا کسانی که احتیاج ندارند نباید بگیرند.[2]

آیت الله سبحانی

ایشان در پاسخ به سؤالی درباره دریافت یارانه نقدی، اظهار کرد: اصولاً وجوه یارانه بیت المال است و بیت المال متعلق به کسانی است که استحقاق آن را داشته باشند. فقرا و کسانی که درآمدشان کم است، مسلماً برای آنها گرفتن یارانه حلال است، اما کسانی که به مقدار شأن خود درآمد دارند، شرایط دریافت یارانه را ندارند و گرفتن یارانه برای این‌ها جایز نیست. فکر می‌کنم بیش از نیمی از مردم غیر از طبقه کارگر در روستاها، به‌ اندازه‌ای که شأن آنها است، تمکن دارند و به یارانه نیاز ندارند، لذا باید احتیاط کنند و به‌ مقداری که لازم است، بگیرند و آنهایی که لازم نیست به دیگران واگذار کنند.[3]

آیت الله علوی گرگانی

ایشان در پاسخ به پرسشی در رابطه با دریافت یارانه توسط افراد بی‌نیاز، اظهار کرد: کسانی که تمکن مالی دارند، یارانه نگیرند. از آنجا که یارانه برای کمک به بخش‌ها و خانواده‌های نیازمند است، لذا کسانی که عرفاً دارای تمکن مالی بوده و دریافت نکردن یارانه تأثیر در زندگی آن‌ها ندارد، نباید یارانه دریافت کنند. دولت نیز متقابلاً موظف است، وجوه حاصله از این امر را صرف رفاه حال عمومی ملت کند.



نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : دوشنبه 1393/01/25
سوال
بسم رب الزهرا (علیها السلام)
وصیت


دو ماه از شروع جنگ تحمیلی گذشته بود.

یک شب بچه ها خبر آوردند که

یک بسیجی اصفهانی در ارتفاعات کانی تکه تکه شده است.

بچه ها رفتند و با هر زحمتی بود بدن مطهر شهید را درون کیسه ای گذاشتند و آوردند.

آن چه موجب شگفتی ما شد، وصیت نامه ی این برادر بود که نوشته بود:

«خدایا! اگر مرا لایق یافتی، چون مولایم اباعبدالله الحسین (ع) با بدن پاره پاره ببر.»




نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : یکشنبه 1393/01/17
ما راهتان را ادامه ...

دکتر روحانی:ما با همه ی توان تلاش

می کنیم افراطیون را به انزوا برانیم...




نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : یکشنبه 1392/12/18
انرژی هسته ای یا ...
ماه صفر

هرساله با فرا رسیدن ماه صفر سخن از نحوست آن و بشارت دادن پایان آن بازگوئی میشود و بالتبع مردم از برخی امور اجتناب میکنند و اتفاقات پیش آمده را به پای نحوست آن میگذارند.

ماه صفراما سوال اینجاست که تا چه اندازه این مسئله حقیقت دارد و اگر صحت دارد منشأ آن چیست؟

با مطالعه متون اسلامی می بینیم که هیچ روزی نحس یا مبارک نیست بلکه این اتفاقات است که بعضی روزها را مبارک یا نحس میکند،مثلا شب قدر به واسطه نزول قرآن مبارک است و روزی که قوم عاد دچار تند باد شدند به واسطه عذاب الهی نحس شد،مفسر و فیلسوف بزرگ جهان اسلام علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، درباره سعد و نحسِ ایام، سخنانی دارد که خلاصه‏ای از ترجمه آن بدین قرار است:

«نحس بودن روز یا مقداری از زمان، به این معنا است که در آن زمان، جز شرّ و بدی، حادثه‏ای روی ندهد و اعمال آدمی، یا دست‏کم نوع خاصی از اعمال، برای صاحب آن، برکت و نتیجه خوبی نداشته باشد. سعد بودن روز، درست برخلاف این است. ما به هیچ وجه نمی‏توانیم بر سعادت روزی از روزها یا زمانی از زمان‏ها یا نحوست آن، برهان اقامه کنیم؛ زیرا طبیعت زمان از نظر مقدار به گونه‏ای است که اجزای آن مثل هم است و یک چیز به شمار می‏آید.{المیزان،ج 19،ص 71}

در مورد ماه صفر هم باید بگوئیم این ماه نحس نیست بلکه به واسطه وقایعی که در آن اتفاق افتاده مردم عامی آن را نحس می دانند که از جمله آن وقایع رحلت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله است. ولی باید توجه داشت  تصور غلط نحوست ماه صفر هیچ دلیل و مبنای روائی ندارد و ارتباط دادن آن با رحلت جانگداز اشرف کائنات بی اساس می باشد اما ممکن است ریشه این توهم به فهم نادرست حدیث بشارت برگردد. ما در ادامه به این حدیث و صحت وسقم برداشت آن می پردازیم :

مرحوم شیخ عباس قمی می فرمایند این ماه معروف است به نحوست . مستند آنان حدیثی از پیامبر است که فرمودند:

 من بشرنی بخروج آذار فله الجنه

هر کس به من بشارت دهد صفر تمام شده است بهشت می رود

مرحوم شيخ صدوق در كتاب ارزشمند علل الشرايع نیز اين حديث را نقل و به صورت حدیثی  مسند از ابن عباس آورده است . (علل الشرایع ج1 ص176) 

عده ای معتقد شدند آذار همان صفر است در حالی که آذار از ماههای رومی است و صفر از ماههای قمری است. از طرفی هم دلیلی بر شومی و نحوست ذاتی ایام در دست نیست تا پیامبر چنین سخنی فرموده باشد. با همه این اوصاف ملاحظه متن کامل و توجه به سبب صدور این روایت ما را متوجه میسازد که پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله در مقام بیان نحوست ماه آذار و اهمیت دادن به بشارت پایان آن هم نیست. حدیث مذکور به شرح ذیل میباشد،مرحوم شيخ صدوق در كتاب ارزشمند علل الشرايع نقل کرده که پیامبر اکرم روزی در مسجد قبا در جمع عده زیادی از اصحابش فرمودند:

«اول من یدخل علیکم الساعة رجل من اهل الجنه» یعنی اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند.

صحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمان در مورد تبیین صفات مومنین بود و برای آوردن شاهد با علم لدنی خود اشاره کردند که اولین کسی که از در مسجد وارد شود او چنین صفاتی را داشته و اهل بهشت خواهد بود؛ اما چون متوجه تحرکات عده ای از اصحاب شدند این مطلب را که «هرکس مرا به خروج ماه آذار خبر دهد او اهل بهشت است» . ابوذر که داخل شد به حضرت عرض کرد یا رسول الله ماه آذار به پایان رسید.  پس واضح است بشارت پایان ماه آذار علامتی برا ی معرفی اباذر است و ارتباطی به نحوست ماه صفر ندارد.

لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها. در حالی که همین حدیث امروزه در بین برخی شیعیان اینگونه مطرح شده است که هرکس در پایان ماه صفر در هفت مسجد را بزند و به پیامبر پایان ماه صفر را خبر دهد او اهل بهشت خواهد بود.

 متاسفانه در چند سال گذشته بر اساس این برداشت نادرست رفتارهای خرافی دامن گیر افراد شد و سال به سال بر آئین خرافی خود می افزایند. لذا با توجه به بی اساس بودن این موضوع لازم است در جهت جلوگیری از انجام چنین انحرافاتی که در درجه اول سبب مخفی ماندن گوهر حقیقی دین میگردد اقدام مضاعف نمود...



نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : سه شنبه 1392/10/10
ادامه موضوع کرسی آزاد اندیشی در نشریه مکث
مکث
نشریه ی مکث
خبر جدید

.

.

.

شماره جدید و پر محتوای مکث آمد

.

.

.

بجای اینکه چندین مجله را بخونید

.

.

.

نشریه ی مکث را چندین بار بخونید .



نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : دوشنبه 1392/09/11
این چشم ها برای که تبخیر می شود ؟

این حلقه ها برای چه زنجیر می شود ؟

پیراهن محرم من را بیاورید

دارد زمان هیئت من دیر می شود

با روضۀ حسین نفس تازه می کنم

وقتی هوای شهر نفس گیر می شود

می آیم از کدورت و اشک عزای تو

سرچشمۀ طهارت تصویر می شود

من دستمال گریۀ خود را نشسته ام

چون آب هم به نام تو تطهیر می شود

اشک تو تا همیشه جوان می چکد

حسین چشم من است

اینکه چنین پیر می شود

من تازه تشنه می شوم و گریه می کنم

وقتی ز گریه چشم همه سیر می شود

ایمان به دست معجزۀ غم بیاورید

پیغمبری که باعث تکفیر می شود

این قطره نیست آینۀ توست

یا علی در اشک ما حسین تو تکثیر می شود



نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : سه شنبه 1392/08/14
جنگ نرم
سوالات خدا
- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟


نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : پنجشنبه 1392/07/25
چگونه گناه را ترک کنم؟ راه های موفقیت در ترک گناه
روی أن حسین بن علی علیهما السلام جاءه رجل و قال: « أنا رجل عاص و لا أصبر عن المعصیة؛ فعظنی بموعظة! فقال علیه السلام: افعل خمسة أشیاء؛ و أذنب ما شئت!

فأول ذالک لا تأکل رزق الله، و أذنب ما شئت،
والثانی: أخرج من ولایة الله؛ و أذنب ما شئت!
و الثالث: أطلب موضعا لا یراک الله، و أذنب ما شئت،
و الرابع: اذا جاء ملک الموت لیقبض روحک فادفعه عن نفسک و أذنب ما شئت!
والخامس: اذا أدخلک مالک فی النار فلا تدخل فی النار و أذنب ما شئت!



روایت شده که مردی خدمت امام حسین علیه السلام رسید و عرض کرد که من فرد گنهکاری هستم و نمی توانم گناه رو ترک بکنم؛ موعظه ای بفرمایید؟ حضرت در پاسخ فرمودند: اول این پنج کار را بکن و بعد هر گناهی خواستی انجام بده:

اول آنکه از روزی خدا نخور و بعد هر گناهی خواستی بکن،
دوم آنکه از تحت قیومیت و ولایت خدا خارج شو و بعد هر گناهی خواستی بکن!
سوم آنکه برای گناه کردن جایی پیدا کن که خدا تو رو نبیند و بعد هر گناهی بخواهی بکن!
چهارم آنکه چون ملک الموت برای گرفتن جان تو بیاد، او را از خود دور کن و بعد هر گناهی خواستی بکن،
پنجم آنکه چون فرشته پاسدار دوزخ بخواهد تو رو در آتش افکند،

در آتش داخل مشو و بعد هر گناهی دوست داری بکن.




-----------------------
بحار الانوار، ج 78، ص 126.


:: موضوعات مرتبط: مذهبی
نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : چهارشنبه 1392/07/17
بررسي بعد سياسي زندگي افراد حزب اللهي
بعد مهمي كه در زندگي يك انسان حزب اللهي مي توان مطرح كرد بعد سياسي زندگي اين شخص است كه چطور چنين انساني در مرحله هاي حساس تصميم گيري در زمينه سياست تصميم و در نتيجه اقدام مي كند كه در اين زمينه نيز قرآن مجيد شاخص هاي خوبي را در اختيار ما قرار داده است كه بتوانيم حزب اللهي واقعي و كساني كه فقط ادعا دارند را از هم تشخصي و تميز بدهيم:



:: ادامه مطلب
نویسنده : بسیج خواهران2
تاریخ : چهارشنبه 1392/07/17